X
تبلیغات
موزیک بندری دادکام

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


موزیک بندری دادکام
به زودی دراین وبلاگ اهنگهای بندری ارائه میگردد به دوستان خود بگویید
فقط راحت دانلود کن به دوستان خودت هم بگو  مثل بعضیها ناز ندارم دروغ نمیگم دانلود واسم یه پیغام هم بفرستید خوبه
موضوعات مرتبط: اهنگهای بندری
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 23:2 ] [ عمار ]
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 23:0 ] [ عمار ]
http://uosof211.persiangig.com/
موضوعات مرتبط: آهنگ
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 22:54 ] [ عمار ]
قلب منه که پیش تو
سنگ صبور بی وفا
حیفه که قلبت از وفا
این همه دوره بی وفا
از صبح تا شب از شب تا صبح
هی انتظار هی انتظار
مردم دیگه مردم دیگه
من خسته و دل بیقرار
من میدونم که عاشقی
بی سر و سامونی داره
شادی و غم با هم میاد
سر به گریبونی داره
عاشق پریشونی داره
تو رو میخواد تو رو میخواد
هر چی که آزارش کنی
میخواد به زنجیر جنون
بازم گرفتارش کنی
نمیتونم راضی کنم
باز این دل دیوونه رو
نمیتونم بیرون کنم
این دشمن تو خونه رو
قلب منه که پیش تو
سنگ صبور بی وفا
حیفه که قلبت از وفا
این همه دوره بی وفا
از صبح تا شب از شب تا صبح
هی انتظار هی انتظار
مردم دیگه مردم دیگه
من خسته و دل بیقرار
من میدونم که عاشقی
بی سر و سامونی داره
شادی و غم با هم میاد
سر به گریبونی داره
عاشق پریشونی داره
تو رو میخواد تو رو میخواد
هر چی که آزارش کنی
میخواد به زنجیر جنون
بازم گرفتارش کنی
نمیتونم راضی کنم
باز این دل دیوونه رو
نمیتونم بیرون کنم
این دشمن تو خونه رو
قلب منه که پیش تو
سنگ صبور بی وفا
حیفه که قلبت از وفا
این همه دوره بی وفا
از صبح تا شب از شب تا صبح
هی انتظار هی انتظار
مردم دیگه مردم دیگه
من خسته و دل بیقرار
من خسته و دل بیقرار
من خسته و دل بیقرار


موضوعات مرتبط: شعرهای هایده
برچسب‌ها: هایده
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:14 ] [ عمار ]

وقتیکه قهری با من ندیدنت آسون نیست
قصه غم که میشی شنیدنت آسون نیست
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
دستاتم عاشق دستای دیگه س
با تو بودن واسه من نعمت بود
از تو گفتن واسه من عادت بود
همه حرفات واسه من آیه عشق
نفست زمزمه رحمت بود
دل من مستیشو از مستی چشمای تو ساخت
تا به عشق تو رسید پرهیزشو پاک به تو باخت
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
دستاتم عاشق دستای دیگه س
میدونستی دل دیوونه من عاشقته
عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته
اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد
میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته
حالا من هستم و تن رفته به باد
واسه من شعر و سخن رفته به باد
منم و وحشت تردید یه عشق
به گمونم دل من رفته به باد
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
دستاتم عاشق دستای دیگه س
میدونستی دل دیوونه من عاشقته
عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته
اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد
میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته
حالا من هستم و تن رفته به باد
واسه من شعر و سخن رفته به باد
منم و وحشت تردید یه عشق
به گمونم دل من رفته به باد
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
دستاتم عاشق دستای دیگه س


موضوعات مرتبط: شعرهای هایده
برچسب‌ها: شعر هایده
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:12 ] [ عمار ]
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان آه
وای از این بیداد
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد


موضوعات مرتبط: شعرهای هایده
برچسب‌ها: شعر هایده
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:7 ] [ عمار ]

شب که از راه می رسه ، غربت هم باهاش میاد

توی کوچه های شهر، باز صدای پاش میاد

من غمای کهنه مو ور میدارم ، که توی میخونه ها جا بذارم

می بینم یکی میاد از میخونه ، زیر لب مستونه آواز میخونه:

مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم با من زاده شده منو رها نمیکنه

منو رها نمیکنه ، منو رها نمیکنه

گرمی مستی میاد توی رگهای تنم

می بینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم

کی میاد به حرفای من گوش بده ،آخه من غریبه هستم با همه

یکی آشنا میاد به چشم من  ،ولی از بخت بدم اونم غمه

خسته از هر چی که بود، خسته از هر چی که هست

راه می افتم که برم، مثل هر شب مست مست

باز دلم مثل همیشه خالیه ، باز دلم گریۀ تنهایی میخواد

برمیگردم تا ببینم کسی نیست، می بینم غم داره دنبالم میاد

 


موضوعات مرتبط: شعرهای هایده
برچسب‌ها: هایده , شعر
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:0 ] [ عمار ]

« گنوغ »

آسمون ابری و وقت غروب ... مه صدای گرمتُم خاک جنوب
مه گنوغُم مثل خُوم گنوغ مَوا ... آدم صادق و بی دروغ مَوا

یه نفر ساده به مثل چوکِلَک ... کسی که بلد نَبو دوز و کلک
غمِ عشقی تو چشُش وِلُو بَشِت ... مثه کوهی پرغرور گنو بَشِت

کسی که توی دلش خدا بَشِت ... تو سکوت شعر ما صدا بَشِت
یه نفر که دل به دیریا بزنـِـت ... کسی که حرفون فردا بزنـِـت

یه نفر بچه که خیلی پیر بَشِت ... مثل دستون خودُم فقیر بَشِت
یه نفر که عاشقی پیشَه بُکُنت ... توی جون مردمون ریشه بُکُنت

موضوعات مرتبط: شعرون قديمي بندري
برچسب‌ها: اشعار بندري
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:20 ] [ عمار ]
« یـار چغلو »

یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو ... یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو

تو رفتی با رقیب مِه نـِشتی ... پیغوم اِتـوا بِی مِه که تو زشتی
یادُم اَتا وختی دورُم تـَگـَشت ... بِی مه تـَگـُفت حوری بهشتی

یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو ... یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو

مَواتـِن مِه همی از خدا خُ ... بِگـِنتـِن داد مِه از دوتاتُ
نـَگینی روی خاشی تو دنیا ... هر دوتاتون بـَشی تک و تنها

یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو ... یار چـِغـَلـو چـِغـَل ایدا بِی خو

موضوعات مرتبط: شعرون قديمي بندري
برچسب‌ها: اشعارقديمي بندري
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:18 ] [ عمار ]

یار عزیز (قامت بلند)

یار عَزیز قامَت بُلَندُم
بِی چه نِتای تا عَغدِت بُبَندُم

پات از حَنیرُن صدتا گل ایشَه
قلبُم تو سینَه ت ، صد مَنزل ایشَه

بی تو م ِحتّی وا خوم غریبُم
تنهایی و غم اِتکِه نَصیبُم

عِشق مِه وُ تو اینی تَمُنی
وختی خاشِن کِه پَهلوم بُمُنی

کس نی بُپُرسِه وازِت چه بودِن
یارُن کُجایَن ، دُشمَن حَسودِن

اَز شَرِّ جِنْتَک ، اَز تِرس شِیطُن
اِسفَند و گِشتِه ی بی بی نَدودِن

یار عزیز قامَت بُلَندُم
بِی چه نِتای تا عَغدِت بُبَندُم

موضوعات مرتبط: شعرون قديمي بندري
برچسب‌ها: شعرون قديمي
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:17 ] [ عمار ]
درباره وبلاگ

صفحه نخست ورود به سایت فهرست وبلاگها مشارکت پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

لینک های داخلی
اخبار پرشین بلاگ
راهنمای کاربران
باشگاه هواداران
تخلفات وبلاگ ها
هنرمندان
کودکان


سایت های مرتبط
اخبار فاوا
اخبار وبلاگستان
اخبار امنیت